محمد باقر سعيدى روشن
68
علوم قرآن ( فارسى )
خداى سبحان به علم ذاتى خويش از ميان آنان فردى را بر مىگزيند ( انعام / 124 ) كه واجد كاملترين استعدادهاى انسانى باشد و ظرف وجود او قابليت تجلّى علم الهى و سرّ و حيانى را داشته و با بهرهگيرى از بينش عميق و ارادهء استوار خويش مؤيد به تأييد خاص الهى « عصمت » باشد ، چرا كه در غير اين صورت هدف بعثت و رسالت و در پى آنها ، غرض از آفرينش انسان تأمين نخواهد شد : وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ . « 1 » از اين روى پيدايش اندكى انحراف در اين گيرندهء اصلى موجب راهيابى خطا و كژ نمود حقايق خواهد بود . بنابر اين همان برهان عقلى « حكمت » و « رحمت » الهى كه مقتضى اصل وحى تشريعى و بعثت است ، مقتضى صيانت آن از مبدأ نزول تا مقصد نهايى نيز مىباشد : عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ وَ أَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ وَ أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً . « 2 » البته از آنجا كه ما با حقيقت وحى ارتباطى تجربى نداريم ، قهرا نمىتوانيم شيوهء خطا ناپذيرى آن را به درستى ترسيم كنيم . امّا به اجمال مىتوان گفت كه راز مصونيت معرفت و حيانى آن است كه وحى نوعى خاص از علم شهودى است كه گيرندهء آن واجد يك حقيقت علمى يقينى مىشود كه حضورا و با تمام وجود آن را درك مىكند و ميان مدرك و مدرك هيچ گونه واسطهاى قابل تصور نيست . ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى . « 3 »
--> ( 1 ) نحل / 44 . ( 2 ) جن / 26 - 28 . ( 3 ) نجم / 11 .